پشتیبانی و مشاوره : 09131020850-09137169714
شما اینجا هستید

چرا کسب و کار در ایران کم رونق است ؟(قسمت اول)

چرا کسب و کار در ایران کم رونق است ؟(قسمت اول)
شیما طیبی ۶ اسفند ۹۶ موفقیت در کارآفرینی بدون نظر 166 بازدید

1- سیستم مدیریتی قدیمی

2 – انتخاب نیروی نامناسب و غیر اصولی

3 – ضعف شدید در انجام کار تیمی

4 – سیستم دریافت و پرداخت مستهلک و قدیمی

5 – عدم اجرای اصول مشتری مداری و رابطه سازی

6 – عدم تجهیز سیستم به امکانات تبلیغاتی مدرن و امروزی

در قسمت اول این مقاله به 3 مورد اول میپردازیم . پس منتظر قسمت دوم نیز باشید .

1 – سیستم مدیریتی قدیمی

سیستم مدیریتی قدیمی شامل خیلی چیز ها میشود .

هنوز که هنوز است کاسب های زیادی هستند که صبح تا شب فقط وقت میکشند. مثلا حاضر نیستند راه های جدیدی را امتحان کنند . یا مطالعه کنند .
حاضر نیستند حتی اطلاعاتشان را در مورد مسائل کاریشان ، حتی اجناسشان بالا ببرند .
خیلی ابتدایی یک مغازه اجاره میکنند و با همسایه بغلی گپ میزنند .
همینکه جنس ها را درمغازه بریزند یا نهایتا یک دکور نخ نما بزنند و بقیه چیز ها را به شانس و اقبال واگذار کنند کافی است .
دقیقا همان اقداماتی که پدربزرگشان هم در یک چنین مغازه ای 60 سال پیش میتوانست انجام دهد ، آنها عینا انجام میدهند .
اما این نه مدیریت است و نه کار کردن ;
بیشتر رفع تکلیف و وقت کشی است .
چگونه توقع دارند در دنیای پرسرعت امروزی که تکنولوژی و مدیریت مشتری روز به روز بهبود پیدا میکند اینطوری موفق شوند .
و جالب اینجاست که توقع دارند به رونق بیفتند و پولدار هم بشوند .
چه ایده ی جدیدی که کسی تا به حال به کار نبسته را به کار میبرند ؟؟؟
چه حرکت خلاقانه و نو آورانه ای میزنند ؟؟؟
چه تفاوت بدرد بخوری بین امسال و سال قبل در عملکردشان دیده میشود ؟

 

کسب و کار در ایران

 

همچنین بخوانید : 5 نکته برای ساختن و موفقیت در کسب و کار آنلاین

 

2 – انتخاب نیروی نامناسب و غیر اصولی

انتخاب نیروی مناسب یعنی کسی که اولا از لحاظ اخلاقی آدم مناسب و قابل اعتمادی باشد و ثانیا با استعداد و علاقه مند در کار شما باشد .
شاید اول کار هیچ بلد نباشد اما علاقه مندی اش باعث پیشرفت سریع در کار خواهد شد .
اما اگر تا حدودی بلد باشد اما علاقه مند نباشد کار بی کیفیت انجام میدهد . جواب مشتری را بد و بی حوصله میدهد و مشتری میپرد .
شاید بگویید این خیلی آرمانی است و پیدا نمیشود .
اما میشود . کافی است بادقت و وسواس انتخاب کنید . عجله نکنید . ممکن است طول بکشد .

اما بالاخره پیدا میشود .

این را هم در نظر داشته باشید که عجله و بی دقتی در انتخاب باعث انتخاب غلط و ضرر های بیشتر میشود .
مثلا ممکن است از دخل کم شود .
یا کم کاری هایی که دور از چشم شما اتفاق بیفتد ولی آسیب های بدی به شما بزند .

به عنوان مثال :

یکی از مشتریان ما تمام امور داخلی خود را به نیرویی سپرده بود .
و او اصلا با دلسوزی کار های او را پیگیری نمیکرد.
وقت نمیگذاشت و نمیخواست کار پیش برود .
اما جلوی کارفرمای خود طوری وانمود میکرد که کار ها به خوبی پیش میرود .
اما ما این طرف قضیه میدیدیم چه میکند .
بهرحال مراقب اینجور آدمها باشید .

شاید بپرسید که من نیرو گرفته ام که درگیر نشوم . اینطوری دوباره درگیر میشوم پس چه نیازی به نیرو گرفتن است .
خب بگذارید قضیه را باز کنیم :
شما وارد پروسه کار نشوید ،
و حتی دست نیرو را در اجرا کامل باز بگذارید تا خلاقیتش را هم پیاده کند ،
اما نظارت کنید .
نه فقط یک نظارت سطحی ، یک نظارت تیز بینانه
مثلا اگر نیرویتان فروشنده است
حتما نظر مشتری را از تجربه برخورد با او بگیرید . فضا را آنقدر باز نگذارید که نیرویتان بتواند چیزی را از شما پنهان کند و اعتماد و تکیه کامل نکنید.

 

3 – ضعف شدید در انجام کار تیمی

کار تیمی شامل چند وجهه است :

1 – کار تیمی شما با نیروهای زیر دستتان

وقتی نیرو گرفته اید تا فلان کار انجام شود چرا دوباره میروید و بالاسرش تمام جزییات کار را در نظر میگیرید و خودتان انجام میدهید ؟؟؟
خب پس چرا استخدام کردید؟؟؟
به جای اینکار بگذارید خودش انجام دهد که یاد بگیرد و مهارتش زیاد شود و خلاقیتش هم بیشتر بشود .
و در عوض خودتان را آزاد کنید تا به کار های مهمتر و برنامه ریزی های بهتر برسید .
ولی نظارت و بهبود کارش را فراموش نکنید .
به نیروی کاریتان و شخصیتش احترام بگذارید ، مسخره اش نکنید ، انتقاد صریح جلوی بقیه از او نکنید ، تهدیدش نکنید ، اگر گرفتاری دارد و مقطعی است او را درک کنید
باورتان نمیشود که نتایج این رفتارها چقدر فضای قابل اعتماد و متعهدانه ای برای کارتان ایجاد خواهد کرد .
صراحتا خواسته ها و انتظارات خود را از او همان اول کار برایش باز کنید تا تکلیفش را بداند .
اورا گیج نکنید . و بعد انتظارات عجیب از او داشته باشید .
در محیط کار صمیمیت زیاد ایجاد نکنید و دردودل های بی ربط و بی جا نکنید . چون در ادامه کار فقط حاشیه سازی میشود و از مقصد اصلی ممکن است منحرف شوید . روابط کاملا باید شفاف و کاری باشند . و نگذارید بین هیچ دونفری این مسائل دامن زده شود .

 

رونق کسب و کار

 

همچنین بخوانید : 8 نکته بسیار اثر گذار در موفقیت یک کارآفرین

 

2 – کار تیمی شما با شرکایتان

خیلیها میگویند اگر شریک خوب بود خدا شریک داشت ;
خیلی ها میگویند اختیار کارت را به کسی نسپار ;
خب با عرض معذرت به این دوستان با صراحت میگویم شما احتمالا باید مهارت های اجتماعیتان را بالا ببرید .
و احساس ناامنی که از اطرافتان دریافت کرده اید را ترمیم کنید و دیدگاهتان را اصلاح کنید .
چون تمام کسب و کار های بسیار موفق و شرکت های معظم دنیا با شراکت به اینجا رسیده اند .
با ارتش تک نفره ، شما به جای بزرگی نخواهید رسید و همیشه کوچک میمانید.
اگر میخواهید شریک انتخاب کنید به چند نکته توجه کنید :

2-1- از لحاظ شخصیتی مورد اعتماد و بااخلاق باشد .
اگر چنین کسی در دسترس نیست لطفا اقدام نکنید ، تا سرراهتان قرار بگیرد .

2-2- تا میشود 50 – 50 با او شریک شوید تا انگیزه اش هم اندازه شما باشد .

2-3- حتما با صراحت با او قرارداد کاغذی و رسمی امضا کنید و تضمین های لازم را از او بگیرید .
یادتان باشد پسر خاله , برادر , حتی مادرتان را هم به عنوان شریک بخواهید باید با او واضح صحبت کنید .
رودر بایسی را کنار بگذارید .
در مورد تمام مسائلی که لازم میدانید و دغدغه ی فکریتان است صحبت کنید .
سنگ هایتان را وابکنید .
و در زمان امضا قرارداد 2 یا 3 شاهد بگیرید که پای قرارداد را امضا کنند.
تمام موارد لازم را در نظر بگیرید و به صورت مکتوب بیاورید .

2- 4 – به هیچ عنوان به شریکتان دروغ نگویید ، اگر گفتید انتظار شنیدن دروغ را هم داشته باشید .

2-5- تمام تعهداتتان را در کار انجام دهید . کم کاری نکنید .
در گرفتاری های مقطعی اش او را درک کنید و تحت فشار نگذاریدش.

2-6- در همه چیز همفکری کنید و این حس را به او ندهید که اهمیتی ندارد .

3 – کار تیمی شما با همکار ها و هم صنفی هایتان

شاید باورتان نشود که همکاران و هم شغلی هایتان میتوانند بهترین دوستان و همراهان شما باشند .
به آنها کمک کنید و کمک بگیرید .
قیمتشان را نشکنید ، با این کار وجهه و بازار شغل خودتان را به شدت خراب میکنید .

پشت سرشان بدگویی نکنید ، به گوششان میرسد و شما به جای رابطه سازی که در قسمت های قبلی گفتیم ، دشمن سازی کرده اید .

اما اگر به جای اینکار سعی کنید :

مشتری هایی که خود نمیتوانید پاسخگو باشید به سمت آنها بفرستید یا کمک کنید تا کار آنها نیز برکت بگیرد ;

اگر کمک فکری برای بهبود کارشان به آنها بدهید ;

اگر مراقب باشید از آنها چون رقیبند بدگویی نکنید ;

مطمئن باشید مشتری و برکت به سمت کار هردو شما سرازیر خواهد شد و مشتری مشتری می آورد .

شما هم از ایده ها و کمک های آنها استفاده خواهید کرد و به جای دشمن و رقیب ، دوست میسازید .

 

قسمت اول این مقاله به پایان رسید . دوستان عزیزم ما را از نظرات کارساز خود محروم نکنید .

ادامه این مقاله به زودی منتشر خواهد شد .

 

 

نظر شما در مورد این مطلب چیست ؟بدون نظر
support
به کمک نیاز دارید؟
09137169714
درخواست پشتیبانی
Please Wait
Please Wait