شما اینجا هستید

چرا کسب و کار در ایران کم رونق است ؟(قسمت اول)

چرا کسب و کار در ایران کم رونق است ؟(قسمت اول)
شیما طیبی ۶ اسفند ۹۶ موفقیت در کارآفرینی بدون نظر 274 بازدید

۱- سیستم مدیریتی قدیمی

۲ – انتخاب نیروی نامناسب و غیر اصولی

۳ – ضعف شدید در انجام کار تیمی

۴ – سیستم دریافت و پرداخت مستهلک و قدیمی

۵ – عدم اجرای اصول مشتری مداری و رابطه سازی

۶ – عدم تجهیز سیستم به امکانات تبلیغاتی مدرن و امروزی

در قسمت اول این مقاله به ۳ مورد اول میپردازیم . پس منتظر قسمت دوم نیز باشید .

۱ – سیستم مدیریتی قدیمی

سیستم مدیریتی قدیمی شامل خیلی چیز ها میشود .

هنوز که هنوز است کاسب های زیادی هستند که صبح تا شب فقط وقت میکشند. مثلا حاضر نیستند راه های جدیدی را امتحان کنند . یا مطالعه کنند .
حاضر نیستند حتی اطلاعاتشان را در مورد مسائل کاریشان ، حتی اجناسشان بالا ببرند .
خیلی ابتدایی یک مغازه اجاره میکنند و با همسایه بغلی گپ میزنند .
همینکه جنس ها را درمغازه بریزند یا نهایتا یک دکور نخ نما بزنند و بقیه چیز ها را به شانس و اقبال واگذار کنند کافی است .
دقیقا همان اقداماتی که پدربزرگشان هم در یک چنین مغازه ای ۶۰ سال پیش میتوانست انجام دهد ، آنها عینا انجام میدهند .
اما این نه مدیریت است و نه کار کردن ;
بیشتر رفع تکلیف و وقت کشی است .
چگونه توقع دارند در دنیای پرسرعت امروزی که تکنولوژی و مدیریت مشتری روز به روز بهبود پیدا میکند اینطوری موفق شوند .
و جالب اینجاست که توقع دارند به رونق بیفتند و پولدار هم بشوند .
چه ایده ی جدیدی که کسی تا به حال به کار نبسته را به کار میبرند ؟؟؟
چه حرکت خلاقانه و نو آورانه ای میزنند ؟؟؟
چه تفاوت بدرد بخوری بین امسال و سال قبل در عملکردشان دیده میشود ؟

کسب و کار در ایران

همچنین بخوانید : ۵ نکته برای ساختن و موفقیت در کسب و کار آنلاین

۲ – انتخاب نیروی نامناسب و غیر اصولی

انتخاب نیروی مناسب یعنی کسی که اولا از لحاظ اخلاقی آدم مناسب و قابل اعتمادی باشد و ثانیا با استعداد و علاقه مند در کار شما باشد .
شاید اول کار هیچ بلد نباشد اما علاقه مندی اش باعث پیشرفت سریع در کار خواهد شد .
اما اگر تا حدودی بلد باشد اما علاقه مند نباشد کار بی کیفیت انجام میدهد . جواب مشتری را بد و بی حوصله میدهد و مشتری میپرد .
شاید بگویید این خیلی آرمانی است و پیدا نمیشود .
اما میشود . کافی است بادقت و وسواس انتخاب کنید . عجله نکنید . ممکن است طول بکشد .

اما بالاخره پیدا میشود .

این را هم در نظر داشته باشید که عجله و بی دقتی در انتخاب باعث انتخاب غلط و ضرر های بیشتر میشود .
مثلا ممکن است از دخل کم شود .
یا کم کاری هایی که دور از چشم شما اتفاق بیفتد ولی آسیب های بدی به شما بزند .

به عنوان مثال :

یکی از مشتریان ما تمام امور داخلی خود را به نیرویی سپرده بود .
و او اصلا با دلسوزی کار های او را پیگیری نمیکرد.
وقت نمیگذاشت و نمیخواست کار پیش برود .
اما جلوی کارفرمای خود طوری وانمود میکرد که کار ها به خوبی پیش میرود .
اما ما این طرف قضیه میدیدیم چه میکند .
بهرحال مراقب اینجور آدمها باشید .

شاید بپرسید که من نیرو گرفته ام که درگیر نشوم . اینطوری دوباره درگیر میشوم پس چه نیازی به نیرو گرفتن است .
خب بگذارید قضیه را باز کنیم :
شما وارد پروسه کار نشوید ،
و حتی دست نیرو را در اجرا کامل باز بگذارید تا خلاقیتش را هم پیاده کند ،
اما نظارت کنید .
نه فقط یک نظارت سطحی ، یک نظارت تیز بینانه
مثلا اگر نیرویتان فروشنده است
حتما نظر مشتری را از تجربه برخورد با او بگیرید . فضا را آنقدر باز نگذارید که نیرویتان بتواند چیزی را از شما پنهان کند و اعتماد و تکیه کامل نکنید.

۳ – ضعف شدید در انجام کار تیمی

کار تیمی شامل چند وجهه است :

۱ – کار تیمی شما با نیروهای زیر دستتان

وقتی نیرو گرفته اید تا فلان کار انجام شود چرا دوباره میروید و بالاسرش تمام جزییات کار را در نظر میگیرید و خودتان انجام میدهید ؟؟؟
خب پس چرا استخدام کردید؟؟؟
به جای اینکار بگذارید خودش انجام دهد که یاد بگیرد و مهارتش زیاد شود و خلاقیتش هم بیشتر بشود .
و در عوض خودتان را آزاد کنید تا به کار های مهمتر و برنامه ریزی های بهتر برسید .
ولی نظارت و بهبود کارش را فراموش نکنید .
به نیروی کاریتان و شخصیتش احترام بگذارید ، مسخره اش نکنید ، انتقاد صریح جلوی بقیه از او نکنید ، تهدیدش نکنید ، اگر گرفتاری دارد و مقطعی است او را درک کنید
باورتان نمیشود که نتایج این رفتارها چقدر فضای قابل اعتماد و متعهدانه ای برای کارتان ایجاد خواهد کرد .
صراحتا خواسته ها و انتظارات خود را از او همان اول کار برایش باز کنید تا تکلیفش را بداند .
اورا گیج نکنید . و بعد انتظارات عجیب از او داشته باشید .
در محیط کار صمیمیت زیاد ایجاد نکنید و دردودل های بی ربط و بی جا نکنید . چون در ادامه کار فقط حاشیه سازی میشود و از مقصد اصلی ممکن است منحرف شوید . روابط کاملا باید شفاف و کاری باشند . و نگذارید بین هیچ دونفری این مسائل دامن زده شود .

رونق کسب و کار

همچنین بخوانید : ۸ نکته بسیار اثر گذار در موفقیت یک کارآفرین

۲ – کار تیمی شما با شرکایتان

خیلیها میگویند اگر شریک خوب بود خدا شریک داشت ;
خیلی ها میگویند اختیار کارت را به کسی نسپار ;
خب با عرض معذرت به این دوستان با صراحت میگویم شما احتمالا باید مهارت های اجتماعیتان را بالا ببرید .
و احساس ناامنی که از اطرافتان دریافت کرده اید را ترمیم کنید و دیدگاهتان را اصلاح کنید .
چون تمام کسب و کار های بسیار موفق و شرکت های معظم دنیا با شراکت به اینجا رسیده اند .
با ارتش تک نفره ، شما به جای بزرگی نخواهید رسید و همیشه کوچک میمانید.
اگر میخواهید شریک انتخاب کنید به چند نکته توجه کنید :

۲-۱- از لحاظ شخصیتی مورد اعتماد و بااخلاق باشد .
اگر چنین کسی در دسترس نیست لطفا اقدام نکنید ، تا سرراهتان قرار بگیرد .

۲-۲- تا میشود ۵۰ – ۵۰ با او شریک شوید تا انگیزه اش هم اندازه شما باشد .

۲-۳- حتما با صراحت با او قرارداد کاغذی و رسمی امضا کنید و تضمین های لازم را از او بگیرید .
یادتان باشد پسر خاله , برادر , حتی مادرتان را هم به عنوان شریک بخواهید باید با او واضح صحبت کنید .
رودر بایسی را کنار بگذارید .
در مورد تمام مسائلی که لازم میدانید و دغدغه ی فکریتان است صحبت کنید .
سنگ هایتان را وابکنید .
و در زمان امضا قرارداد ۲ یا ۳ شاهد بگیرید که پای قرارداد را امضا کنند.
تمام موارد لازم را در نظر بگیرید و به صورت مکتوب بیاورید .

۲- ۴ – به هیچ عنوان به شریکتان دروغ نگویید ، اگر گفتید انتظار شنیدن دروغ را هم داشته باشید .

۲-۵- تمام تعهداتتان را در کار انجام دهید . کم کاری نکنید .
در گرفتاری های مقطعی اش او را درک کنید و تحت فشار نگذاریدش.

۲-۶- در همه چیز همفکری کنید و این حس را به او ندهید که اهمیتی ندارد .

۳ – کار تیمی شما با همکار ها و هم صنفی هایتان

شاید باورتان نشود که همکاران و هم شغلی هایتان میتوانند بهترین دوستان و همراهان شما باشند .
به آنها کمک کنید و کمک بگیرید .
قیمتشان را نشکنید ، با این کار وجهه و بازار شغل خودتان را به شدت خراب میکنید .

پشت سرشان بدگویی نکنید ، به گوششان میرسد و شما به جای رابطه سازی که در قسمت های قبلی گفتیم ، دشمن سازی کرده اید .

اما اگر به جای اینکار سعی کنید :

مشتری هایی که خود نمیتوانید پاسخگو باشید به سمت آنها بفرستید یا کمک کنید تا کار آنها نیز برکت بگیرد ;

اگر کمک فکری برای بهبود کارشان به آنها بدهید ;

اگر مراقب باشید از آنها چون رقیبند بدگویی نکنید ;

مطمئن باشید مشتری و برکت به سمت کار هردو شما سرازیر خواهد شد و مشتری مشتری می آورد .

شما هم از ایده ها و کمک های آنها استفاده خواهید کرد و به جای دشمن و رقیب ، دوست میسازید .

قسمت اول این مقاله به پایان رسید . دوستان عزیزم ما را از نظرات کارساز خود محروم نکنید .

قسمت دوم این مقاله را دراینجا بخوانید

درخبرنامه عضو شوید تا به شما کمک کنیم کسب و کار خود را راه اندازی کنید و آنرا رونق دهید

عضویت در خبرنامه

عضو خبرنامه شوید

لطفا منتظر بمانید

با تشکر

شما عضو خبرنامه ما شدید

نظر شما در مورد این مطلب چیست ؟بدون نظر
support
به کمک نیاز دارید؟
09137169714
درخواست پشتیبانی
Please Wait
Please Wait